شمس الدين محمد كوسج
مقدمه 30
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
است ، و برخى تعبيرات مثل جذبهء عشق ، كه از آن بوى عرفان ابن عربى شنيده مىشود و بهويژه از به كار رفتن واژهء تركى جلو ( - پيش ، برابر ) و تركيبات آن مثل جلودار ، و آدم ( به جاى آدمى ، انسان ) و انگشتر به جاى انگشترى و . . . مىتوان دريافت كه اين بخش جديدتر است و بايد بعد از قرن نهم و به احتمال بسيار قوى در قرن دهم سروده شده باشد . همچنين است استعمال كلمهء زورين ( - پرزور ، زورمند ) كه چندان كهن نيست و در فرهنگهاى كهن زبان فارسى مانند لغت فرس ، مجموعة الفرس ، مجمع الفرس ، صحاح الفرس و حتّى رشيدى و برهان قاطع ضبط نگرديده و گويا اوّل بار مؤلفان فرهنگهاى بهار عجم ( مؤلف در سال 1156 ) و آنندراج ( مؤلف در 1306 ه ) آن را ضبط كردهاند . تفاوت فاحش در بيان و انشاى دو بخش برزونامه ترديدى باقى نمىگذارد كه قسمت دوم را شاعرى متوسط سروده است كه در آن بيتهاى سست و ناتندرست كم نيست ، در حالىكه فصاحت و بلاغت گويندهء بخش اوّل در مواردى به پاى مقتداى خود فردوسى نيز مىرسد و ابياتى كه آنها را بتوان سست ناميد در اشعارش كمتر يافته مىشود . 3 . دستنويسهاى برزونامه نيز دوگانگى اين منظومه را تأييد مىكند . از چهارده دستنويس برزونامه ، كه نگارنده توانست اطلاع كافى دربارهء آنها به دست آورد ، هفت نسخه دو بخش را باهم و هفت نسخه ، از جمله كهنترين دستنويس مورّخ 829 ق . فقط بخش نخست را دارد . انجوى شيرازى هم كه هفت روايت از پهلوانىهاى برزو را از گوشه و كنار ايران در كتاب فردوسىنامه گرد آورده است ، شش روايت آن مربوط به بخش نخست و يك روايت ، از قصههاى بخش دوم است . اين مطلب نيز مؤيد آن است كه بخشهاى برزونامه را در قرنهاى متأخر به هم پيوند زدهاند و الّا مىبايست در هر شش روايت اين كتاب داستانهاى دو بخش مىآمد . بخش كهن به علّت قدمت بيشتر ، طبعا مجال بيشترى براى رسوخ در جامعه داشته است . هرچند دلچسبى و زيبايى بخش اول در اقبال مردم به آن بىتأثير نبوده است . « 1 »
--> ( 1 ) . در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ، نسخهاى از برزونامه به شمارهء 4035 نگهدارى مىشود كه حدود